آبدار چی نمونه و شکستن طلسم

1-توی شرکت یه آبدارچی داریم که مخصوص طبقه ماست.آقای "گ" خیلی مرد وظیفه شناس و تمییزیه! همه میگن کاش آقای "گ" برای طبقه ما بود.

بهش میگی این لیوان رو نبر تمییزه نمیخواد بشوریش. میگه: اشکال نداره میبرم یه آب بهش میزنم!

همکارم آقا میگه نمیخواد میزمو تمییز کنی میگه: نه مگه میشه و زوری زوری میزشو تمییز میکنه!

یک روز در میون میاد سطل آشغال و سطل کاغذها را خالی میکنه میگه سطل آشغالا بو میگیرن.

هرچند وقت یه بار آب سردکن را با سرکه تمییز میکنه! برق میزنه این آب سردکن!

خلاصه که اکثر همکارا ازش خیلی راضی ان! ولی زیر بار حرف زور نمیره و هرکی بخواد توی کارش دخالت بیجا کنه جلوش وامیسته! از اون جایی هم که قدرتی توی شرکت نداره این آدما میتونن براش دردسر درست کنند!

امیدوارم این آبدارچی وظیفه شناس ما به هر چی خیر و صلاحشه برسه و سایه اش بالا سر خانواده اش باشه و شرمندشون نشه.

2-بالاخره طلسم شکست و من بعد از امتحان آیین نامه که دفعه اول قبول شدم دوبار امتحان شهر رد شدم و دفعه سوم که سه شنبه قبل باشه امتحان شهر قبول شدم!هورا و این طلسم گواهی نامه گرفتن من شکست! و من بالاخره در 30 سالگی موفق به اخذ آن شدم. همین 3 بار امتحان دادنه کلی جریان داشت و آخرش با مدیر آموزشگاه دعوام شد و تهدیدش کردم که میرم ازش شکایت میکنم (چون حد و حدود خودشو رعایت نمیکرد و حرف مفت زیاد میزد! ) که چنان ادب شده بود و محترمانه باهام حرف میزد که نگو!از خود راضی خوشحالم چون بالاخره از سد اینم گذشتم!

 

 

/ 4 نظر / 15 بازدید
زویا

به به مبارکه [هورا][هورا][هورا][هورا] خانم راننده :) آبدارچی رو هم خدا براتون حفظ بفرماید :)

آماردان غافل

دست و جیغ و هورا الا الا الا[لبخند] آفرین پس شیرینی ما چی میشه؟!من شیرینی میخوام الا جون

خاطره

من هنوز نرفتم آزمون بدم ..[نیشخند]خیلی تنبلم

آماردان غافل

کجا بیام دهن روزه؟! منم شیرینی مو میخوااااااااام!